خانه / طنز آبادی / میرزا کتاب می خواند!

میرزا کتاب می خواند!

میرزای ما با جمعی فرهنگ گستر قاطی شدندی و خواستندی تا اندکی فرهنگ کتابخوانی را پهن کردندی. از این رو در کنار هم نشستندی و گعده فرمودندی و تخمه خوردندی بسیار، تفکر و مباحثه نیز نمودندی ناچیز. بعد از چندی میرزا با جمع به این نتیجه رسیدندی که باید به پیری مراجعه کردندی و از ارشادات ایشان بهره مند گشتندی.
القصه، پیر جمع را ابتدا به خود آوردندی و میرزا را هم، ایشان نصیحت نیز کردندی و گفتندی که کار هر بز خرمن کوفتن نبودندی و لا غیر. به فرموده پیر جمع، جملگی کتابی فراهم آوردندی و میرزا نیز هم.
میرزا مشغول شدندی و چون وقت فراغت کم داشتندی، تنها شبها کتاب را لای باز کردندی و همچون خری که در گل راه رفتندی، مطالعه نمودندی. میرزا را چشم ها به سوزش افتادندی و گردن سوهان کردندی بسیار و کتاب پیش نرفتندی حتی اندک.
میرزا به زور چهل صفحه از کتاب را خواندندی و طاقت طاق شدندی و دیگر بریدندی. فلذا کتاب را به گوشه ای پرت کردندی و بسیار فحش دادندی و… .و اعلام کردندی که خر ما از کرگی دم نداشتندی.

حتما ببینید

دیگر عروسکی بافته نخواهد شد!!!

چند هفته پیش در روستا مطلبی مطرح شد که شگفتی آفرید و همه را به …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *